باران مرا یاد تو می اندازدمن همیشه بارانیمشاید همان بارانی که بر صورتت میخوردو چه تقدیر خوشایندی است که پنجره را باز میگذاری تا...تا پشت شیشه بدون لمس کردنت جان نسپارم...