
سخت است وقتی اسمت را میبرم و به جای جانم میگویی ...بلهدرد است که دیگر به جای عزیزم میگویی توهر بار مانع رفتنت شدم و تو شوق بیشتری نشان میدهیتلخ است بعد هر دیدارمان تو سردتر میشویرفتی و برگشتی ....... xa0اما برای رفتن اومدی ، تویی که خودت مرا انتخاب کردیدرد دارد تنهایم بگذاری ... برای تویی که من همیشه تنها ماندممن درد میکشم ....از اینکه تو میبینی درد میکشم اما بیخیالیاز انتظار جواب پیامم xa0خوابم نمیبرد..دل دل میکنم بگیرمت نگیرمت...میگریمت و ... مشترک مورد نظر در حال مکالمه است.غم دارم ....چشمانت...
ادامه مطلب
این همه رفتی و رفتمxa0این همه گفتی و گفتماین همه دیدی و دیدمتو برام اما همونیاگه باز دردم بشی اگه باز از من رد بشیاگه باز سهمم نشیاما بدون مثل دیونه ها xa0مجنون تو ام چشمانم را میبندم و به سویت می آیمنمیخواهم چشمانم بدی ها را ببیندمثل مرغان مهاجر غریزه ام مرا به سمتت میکشدهرجا رسیدم xa0هرکجا چشمانم را باز کنم و تو را ببینم ، شمال من همانجاست....
ادامه مطلب