
اگه منxa0عاشقxa0دیوار بودمترک میخورد و یه پنجره میشدxa0اگه غم چشامو آینه میدیددلش درگیر این منظره میشدxa0 xa0 اگه تنهاییمو به شب میگفتمهمه شهرو برام بیدار میکردxa0اگه با کوه درددل میکردمصدامو لااقل تکرار میکردxa0 نشون میدی به من بیاعتناییتو رو میخوام ولی به چه بهایی!؟xa0شاید با مهربونی زیادمخودمو اشتباه توضیح دادم!xa0 منم اونکه میون شب تیرهنتونست هیچکی نادیدهم بگیره!xa0همونکه با نگاهش به تو فهموندمیشه مغرور بود اما نرنجوند!xa0 میرم جایی کهxa0گریهم بیصدا شهفراموش کردنم آسون نباشهxa0از این تقدیر م...
ادامه مطلب
سخت است وقتی اسمت را میبرم و به جای جانم میگویی ...بلهدرد است که دیگر به جای عزیزم میگویی توهر بار مانع رفتنت شدم و تو شوق بیشتری نشان میدهیتلخ است بعد هر دیدارمان تو سردتر میشویرفتی و برگشتی ....... xa0اما برای رفتن اومدی ، تویی که خودت مرا انتخاب کردیدرد دارد تنهایم بگذاری ... برای تویی که من همیشه تنها ماندممن درد میکشم ....از اینکه تو میبینی درد میکشم اما بیخیالیاز انتظار جواب پیامم xa0خوابم نمیبرد..دل دل میکنم بگیرمت نگیرمت...میگریمت و ... مشترک مورد نظر در حال مکالمه است.غم دارم ....چشمانت...
ادامه مطلب
ساعت xa0،5 دقیقه مانده به ساعت قرار هر شب ما 12. ماه قرص کامل است اما ابرها مگر اجازه می دهند؟ پشت پل چوبی منتظر آمدنت. لب ها را تر می کنم آماده برای چند دقیقه دیگر مثل هر شب. صدای رودخانه امشب وحشی تر است، از باران غروب. سیاهی اندام تو از دور دیده می شود. از دور فقط تکه ای سیاهی می بینم که به طرف پل می آید. خوشحال، لبانم می خندند. دوان دوان می آیی دامنت را بالا نگه داشته ای تا زمین نخوری. طرف دیگر پل با کمی مکث. هنوز نمی دانم امشب هم آرایش شیرینی کرده ای یا نه. با هر قدم روی پل چوبی صدای آمدنت ...
ادامه مطلب